مناجات با امام حسین علیه السلام

حمدلله صاحب قلبی پریشانم حسین
باز هم بر سفرۀ عشق تو مهمانم حسین

همنوا با خواهرت، تسکین قلب مادرت
هر تپش قلبم نوا دارد حسین جانم حسین

سائل دولت سرای روضه خوانان توام
شاهد این مدعایم چشم گریانم حسین

گرچه از زخم زبان آزرده ام اما بدان
تا قیامت پا رکاب عشق می مانم حسین

شد محرّم حجّ عشاق و منا کرب و بلاست
کن قبولم که ذبیح عید قربانم حسین

تو قتیل گریه ای، لیلی ترین عاشق کشی !
بر دَرِ میخانه ات مجنون و حیرانم حسین

روضه هایت آبرو بخش بساط عالم است
از ازل شد گریه بر تو دین و ایمانم حسین

حُبّ تو سر منشأ انوار «یسعی نورهم»
من به شرط دوستی با تو مسلمانم حسین

روز محشر چون خدا خواهد کند تعریف خویش
از گلویت شاهد تفسیر قرآنم حسین


#قاسم_نعمتی

@karimegharib

مدح و مرثیه امام حسین علیه السلام

بداند عالم امکان حسین جان من است
به آیه آیه قرآن حسین جان من است

به آه فاطمه و عشق بازی زینب
قسم به ذکر حسین جان حسین جان من است

میان مملکت عشق در کتاب جنون
نوشته خون شهیدان حسین جان من است

نه جبرئیل و ملائک که از سرادق عرش
بگفت حضرت یزدان حسین جان من است

در احتضارم اگر بر سرم نیاید او
نمی دهم به کسی جان حسین جان من است

نکیر و منکر اگر سر به سینه ام بنهند
بخواند این دل سوزان حسین جان من است

به آن امیر که صاحب عزای ایران است
قسم به شاه خراسان حسین جان من است

به بوسه گاه نسیم از گلوی نیزه سوار
قسم به موی پریشان حسین جان من است

#قاسم_نعمتی

@karimegharib

نوحه شب عاشورا

مظلوم حسین جان

امشب دل اهل حرم را غم گرفته
در کنج خيمه خواهرى ماتم گرفته

دم نينوايى _ امان از جدايى

مظلوم حسين جان

صوت غريبى را نبينم بر زبانت
کشتى مرا با اين ترک هاى لبانت
بوسم تمام بند بند استخوانت

مرو نازنينم _ غمت را نبينم

مظلوم حسين جان

من يک تنه گردم سپاهت اى اميرم
با ديده ی پر اشک دامانت بگيرم
دستت بنه بر سينه ام تا که نميرم

حسين جان حبيبى _ نبينم غريبى

مظلوم حسين جان

کم گريه کن اى غم کشيده خواهر من
بايد که با صبرت تو باشى ياور من
گويم براى تو چه آيد بر سر من

تو با اه سوزان _ دلم را مسوزان

مظلوم حسين جان

واى از غروبى که سر نيزه نشينم
هم صورت و هم معجران را پاره بينم
ايکاش تير آيد من اين صحنه نبينم

همه در فرارند _ امانى ندارند

مظلوم حسين جان


#قاسم_نعمتی


@karimegharib

مرثیه حضرت عباس عیه السلام

شعر حضرت عباس علیه السلام

تا خیمه ها عباس دارد غم ندارم
پشتم به تو گرم است ای کوه وقارم

من رحمت الله و تو پرچم دار فضلی
بوسیدن دستان تو شد افتخارم

سلطانی ام در کربلا از توست عباس
در سایه ی قد تو ، صاحب اقتدارم

تنها تویی که سه حرم داری در عالم
دست جدایت را به چشمانم گذارم

تا که صدا کردی برادر یاری ام کن
بند دلم را پاره کردی ای نگارم

هر جا نظر کردم تو را دیدم به صحرا
گرد تن پاشیده ی تو بی قرارم

بوی مدینه می دهد خون لبانت
حس می کنم مادر نشسته در کنارم

شمشیر تیز است و عمود آهنین پهن
آشفته در هم گیسوانت ای بهارم

بر خیمه ها چشم طمع دارد دشمن
جان خودت صاحب علم دلشوره دارم

ترسم شود زینب اسیر بی حیایی
در فکر آن طفلان در حال فرارم


#قاسم_نعمتی


@karimegharib

نوحه و مرثیه حضرت عباس علیه الساام

غزل مصیبت حضرت عباس(علیه السلام)

برسر نعش  گل ام بنین  غوغا  شد
همه گفتند:حسین بن علی  تنها شد

تاکه حیرت زده دردشت دودستت دیدم
گفتم ازیوسف  من  یک  اثری  پیدا شد

صوت ادرکنی تو گم شده در هلهله  ها
این چه شوریست که درلشگریان برپاشد

تا که دیدم بدنت را  کمرم  درد  گرفت
خیزازجا و ببین پشت  حسینت  تا  شد

از بلندای قدت جای دو لب باقی نیست
این همه  تیر  کجای  بدن  تو  جا  شد

با چه بغضی زده این ضربه خدا می داند
که   ز  فرق   سر تو   تا  به  دو ابرو  واشد

صورت  تو  اثر  از   چادر   خاکی  دارد
گوئیا سجده تو بر  قدم  زهرا   شد

گوئیا لشگری از پیکر  تو  رد  شده  اند
زیر   پا   خطبه   ترویه ی  تو امضا  شد

بین یک دشت تنت ریخته صاحب علمم
صحنه   قتلگهت   علقمه  نه  دریا  شد


#قاسم_نعمتی

@karimegharib

نوحه حضرت عباس علیه السلام

نوحه شب تاسوعا

برخيز علمدار رشيد لشکر من
بنگر که با داغت چه آمد بر سر من
امير سپاهم _ تويى تکيه گاهم

برادر اباالفضل

گرد غريبى بر سر و رويم نشسته
بغض گلو راه نفس بر سينه بسته
زير بغلهايم بگير پشتم شکسته

مسوزان دل من _ مشو قاتل من

برادر ابالفضل

يارى نموده گر مرا دست جدايت
مى گردم اى سقا به دنبال صدايت
چيزى نمانده زان قد و بالا برايت

ببين حال يارت _ چه سازم کنارت

برادر اباالفضل

دورى ز تو بر کودکان دارد اثرها
از بعد تو در خيمه ها باشد خبرها
بودى تو تنها حامى معجر به سرها

شده غصه اينجا_ ز معجر کشى ها

برادر اباالفضل

بشنو ز من سر بسته تو اى نور ديده
گوشم ز لشکر صحبت غارت شنيده
دشمن براى خواهرم نقشه کشيده

هوادار زينب _ تويى يار زينب

برادر اباالفضل

#قاسم_نعمتی

@karimegharib

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

دشت بلا را باران عشق است
وقت نزول قرآن عشق است
آید پیمبر یا بُوَد شبه پیمبر
اکبر به میدان می رود الله اکبر

تازه جوانم، روح و روانم
زن ها گشوده سجاده اشک
دامن به دامن بر جاده اشک
هر جا زده از دسته گل های محبت
از خیمه گه تا قتلگاهش طاق نصرت
تازه جوانم، روح و روانم
زینب علی را دامان گرفته
روی سر او قرآن گرفته
تا یوسف لیلی ز میدان باز آید
و آن یاس زهرایی به بستان باز آید
تازه جوانم، روح و روانم
تا فرق خورشید شَقُّ القمر شد
قلب امامت بشکسته تر شد
تیغ جفا زد پنجه حُسن داوری را
درهم شکست آیینه پیغمبری را
تازه جوانم، روح و روانم
آمد حسین و عرش نگون دید
غلتان پسر را در خاک و خون دید
دیدش چو ماهی در میان آفتابی
خواندش بسی نشنید از او اما جوابی
تازه جوانم، روح و روانم

 

مرثیه و روضه علی اکبر علیه السلام

السَّلامُ عَلیكَ یا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ ابنَ أَمیرِالمُؤمِنینَ وَ ابنَ الحُسینِ ابنِ عَلِی وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ.

بخوان به گوش سحرها اذان علی اکبر
بخوان دوباره برایم بخوان علی اکبر

(((صبح روز عاشورا تا موذن رفت اذان بگه ابی عبداله فرمود امروز میخوام علی اذان بگه - هروقت دلتنگ پیامبر میشد دلتنک امیرالمومنین و مادرش فاطمه میشد به قد و بالای علی نگاه میکرد)))

دوباره داغ پیمبر تحملش سخت است
نرو جوانی حیدر بمان علی اکبر

(((علی روانه میدان شد یه نگاه مایوسانه ای کرد ثم نظر آیس منه)))

به دست غصه نده چشم دخترانم را
تمام دلخوشی کاروان علی اکبر

(((درسته ستون خیمه های ابی عبداله عباس بود ، اما این زن وبچه یه جور دیگه علی اکبر رو دوست داشتن)))

ببین که تیر فراقت نشسته بر جگرم
ببین قدم ز غمت شد کمان علی اکبر

عصای پیری بابا مقابلم نشکن
توان بده به من بی توان علی اکبر

کنار جسم تو رسم جهان عوض شده است
نشسته پیر کنار جوان علی اکبر

(((مرحوم سیدابن طاوس مینویسه وقتی رسید کنار پیکر نیمه جان علی از اسب پیاده نشد نوشتن فسقط الحسین عن فرسه یعنی خودشو از روی اسب به زمین انداخت)))

مسیح زندگی ام روی خاک افتاده ست
عجیب نیست شدم نیمه جان علی اکبر

((( زانو به زانو به علی رسید سر علی رو بدامن گرفت آرام نشد ، سر رو به سینه چسباند قرار نگرفت ، صورت به صورت علی گذاشت ،صدا زد علی الدنیا بعدک العفا بعد تو خاک بر سر دنیا)))

بریده گریه امان مرا کنار تنت
میان هلهله ها الامان علی اکبر

 

مدح و مرثیه علی اکبر علیه السلام

مدح و روضه حضرت #علی_اکبر

از باده تو مستى دلها فراهم است
كارِ دلم چو زلفِ تو پيچيده دَرهَم است
لشگر كشيده ام به هوا خواهى ات على
اين قطره اشكها چو سپاهي منظم است
تو وارث تمام اولوالعزم ها شدى
وصف تو امتداد رسولِ معظم است
تركيبى از حسن و حسين است رُوى تو
ريحانه بهشت بگويم به تو كم است
من نذر كرده ام كه بميرم براى تو
خونين شدن به پاى تو سِرِّ مُحرّم است
هر جا كه حرفِ پيرِ جوان مُرده مى شود
تصوير دست و پا زدنِ تو مجسم است
بالاي نعشِ تو پدرت پير شد على
دنبال تكه هاى تنت با قدى خم است
ديدند همچنان بدن پاره پاره ات
فريادهاى يا ولدي ، نا منظم است

امروز قدرتى به صدا جمع مى كند
فردا تو را ميانِ عبا جمع مى كند
#قاسم_نعمتی
@karimegharib

مدح و مرثیه علی اکبر علیه السلام

اشعار حضرت علی اکبرعلیه السلام 

گیسو به باد می دهی و دلبری علی
پا در رکاب می زنی و محشری علی

ابرو نهان کن از نظر خیرهٔ حسود
آیینه دار صورت پیغمبری علی

قامت مگو قیامت زهراست قامتت
از بس که قد کشیده ای و محشری علی

گرم طواف روی تو آل ابوتراب
غرق عبادتی و خدا منظری علی

وصفت همین بس است که در کوی رب عشق
شه زاده ی حرم، علی اکبری علی

وجه غیور هر غضبت وقت حمله ها
گاه رجز تو منتسب از حیدری علی

بین خطوط روی جبینت پر از خداست
ابن الحسین لیلی لیلای کربلاست

نور خدا ز صورت تو دیده می شود
پیغمبرانه بر همه تابیده می شود

شمشاد قامتی و به شمشیر کوفیان

گلبرگ ها ز ساقه تو چیده می شود

مثل بلور شیشه ای سنگ خورده ای

با بوسه ای وجود تو پاشیده می شود

مقراض اهل کوفه چه آورده بر سرت

هر گوشه ای ز دشت تنت دیده می شود

در زیر سم اسب تنت مثل زعفران

بر روی سنگ ها همه سابیده می شود

جسمی که زیر ضربه به هم ریخته چه سان

هر تکه ای به روی عبا چیده می شود

بر ناله های ممتد بابا کنار تو

از سوی لشگری همه خندیده می شود

قلبی که از تمام تنت پاره تر شده

با هر صدای قهقه رنجیده می شود

دنبال زینب آمده سقای عالمین

فریاد می زنند که وای از دل حسین


#قاسم_نعمتی
@karimegharib

مرثیه حضرت علی اکبر علیه السلام

غزل مصیبت حضرت علی اکبر (علیه السلام)

آمدم من ز حرم لحظه ی پر پر زدنت
شاخه ای نیست که نشکسته میان چمنت

گردنت را بکشم تا نفسی تازه کنی
صبر کن پاک کنم لخته ی خون از دهنت

کمرم خم شده بالای سرت با این حال
فزعت قاتل جانم چه کنم با بدنت

اربا اربا شده ای پیش نگاهم چه کنم
گل لیلا شده در هم زره تو به تنت

جگرم پاره شده یک کلمه حرف بزن
دلم آرام بگیرد شنوم گر سخنت

بین علمدارو علم را که علم بر دوش است
کمکم کرد کنم بین عبایم کفنت

حرمت معجر زینب کمرم راست نمود
مرده بودم به خدا ورنه کنار بدنت


#قاسم_نعمتی

@karimegharib

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

نوحه شب هشتم حضرت على اکبر (ع)

اى ميوه قلبم مرو اين سان به ميدان
تو مى روى و مى رود از پيکرم جان
اذان گوى بابا _ دل اراى ليلا
على اکبر من

از تيغ گرگان تا که شد جسمت دريده
اى يوسفم يعقوب تو شد قد خميده
جانم ز غم در پيش تو بر لب رسيده
جوابى بگويم _ بخر ابرويم
على اکبر من

بابا فداى تشنه لب جنگيدن تو
جولانگه شمشير و نيزه شد تن تو
گشته به پا اسباب جشن دشمن تو
تنت واشد از هم _ من و قامتى خم
على اکبر من

نشسته در کمين حنجر تو
روى زمين پاشيده شد بال و پر تو
بين عبا جمع سازم پيکر تو
شدى اربا اربا _ منم پير صحرا
على اکبر من

#قاسم_نعمتی
@karimegharib

نوحه حضرت علی اصغر علیه السلام

اى نوگلم از روى تو شرمنده هستم
غرق به خون پرپر مزن بر روى دستم

على اصغر من _ گل پرپر من

لای لاى على جان

باداغ خود کردى على در اضطرابم
کردى تو از خون گلوى خود خضابم
در فکر گيسوى پريشان ربابم

به زير عبايم _ نهانت نمايم

لای لاى على جان

لبهاى تشنه بر گلوى تو گذارم
با بوسه اى شايد دهى بر دل قرارم
مهلت بده تير از گلوى تو در آرم

نظر کن به بابات _ چرا بازه چشمات

لای لاي على جان

زيبايى زير گلوى تو نظر شد
تير سه شعبه ديدى اخر درد سر شد
اى واى من که مادر تو خون جگر شد

ببين دل شکسته _ به راهت نشسته

لای لاى على جان


#قاسم_نعمتی
@karimegharib

مرثیه حضرت علی اصغر علیه السلام

داغ مجنونی تو بر دل لیلا بس بود
این تلظیِّ تو بر کشتن بابا بس بود

تا قیامت به دل سوخته آل علی
داغ شش ماهگی محسن زهرا بس بود

بهر تر کردن لبهای به هم چسبیده
قطره ای آب از آن پهنۀ دریا بس بود

روضه خوان عطشت سینه مجروح رباب
ذکر لالایی او زان همه غوغا بس بود

ماندم این تیر چگونه ز گلویت بکشم
خشکی حنجر و این طرح معما بس بود

با دل سوختۀ مادرت آخر چه کنم
آبرو ریزی من در دل صحرا بس بود

گِل شد از گریۀ او خاک مزارت برخیز
به تسلیِ دلش خنده ی زیبا بس بود

مخفی ات می کنم اینجا سر نیزه نروی
داغ بی سر شدنت بر جگر ما بس بود

#قاسم_نعمتی

@karimegharib

نوحه حضرت قاسم علیه السلام

نوحه شب ششم مولا قاسم بن الحسن (ع)

من زاده شير جمل مرد نبردم
در کربلا نام حسن را زنده کردم
مه خيمه هايم _ يل مجتبايم
عمو عمو جان

مى بارد اشکم از دو ديده مثل باران
رحمى نما تو بر يتيمى ديده گريان
اذنم بده تا که شوم راهى ميدان دلم غرق اه است _ پدر چشم به راه است
عمو عمو جان

در بين ميدان گم شده سوز صدايم
در بين يک لشکر به زير دست و پايم
ناله زنم تا که بدانى در کجايم
به زير لگدها _ شدم مثل زهرا
عمو عمو جان

افتادم از مرکب زمين غوغا به پا شد
جسمم شکار تيغ و تير و نيزه ها شد
هر بند بند پيکرم از هم جدا شد
لبم پر عسل کن _ تنم را بغل کن
عمو عمو جان


#قاسم_نعمتی
@karimegharib

مدح و مرثیه قاسم ابن الحسن علیه السلام

اشعار قاسم بن حسن علیه السلام 

ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است

تا سحر پیمانه ریز کاسه ی ما قاسم است

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم

ذکر کاشی های باب المجتبی یا قاسم است

از همان روزیکه رزق نوکران تقسیم شد

کربلای سینه زنهای حسن با قاسم است

این کریمان به نگاه خود گره وامیکنند

آنکه عمری درد ما کرده مداوا قاسم است

گوسفندی نذر او کردیم و مرده زنده شد

آنکه نامش میکند کار مسیحا قاسم است

روی ابرویش اگر تحت الهنک بسته حسین

در حرم زیباترین فرزند زهرا قاسم است

نعره زد : ان تنکرونی ریخت لشکر را بهم

وارث شیر جمل شاگرد سقا قاسم است

مرد نجمه بود و صاحب خیمه شد در کربلا

سایه ی روی سر مادر به هر جا قاسم است

با اشاره هر کجا میگفت : یا زینب ببین

آن سر عمامه بسته روی نی ها قاسم است

زیر سم اسبها با هر نفس قد میکشید

گفت با گریه حسین ، این تن خدایا قاسم است

نعل های خاک خورده دنده هایش را شکست

مثل مادر این تنی که میخورد پا قاسم است

چونکه قاسم بود بین گرگها تقسیم شد

یوسف پاشیده از هم بین صحرا قاسم است
#قاسم_نعمتی
@karimegharib

نوحه عبداله ابن الحسن علیه السلام

من اخرين قربانى خون خدايم
پرچم به دوش مجتبى در کربلايم

رسيدم کنارت _ کنم جان نثارت

عمو عمو جان

از قتلگه تا سوز آهت را شنيدم
پاى برهنه تاکنار تو دويدم
جسم تو را در زير تيغ و نيزه ديدم 2

به هم خورده مويت _فداى گلويت

عمو عمو جان

مانند جسمت پيکرم در خون نشسته
تير عدو راه نفس در سينه بسته
شد مثل زهرا مادرم دستم شکسته 2

ببين نور ديده _شدم سر بريده

عمو عمو جان

تير سنان جسم تو را از هم دريده
از ماتمت شد قامت عمه خميده
مثل عمو شد دست من از تن بريده

ببين يابن الزهرا _ سرم گشته دعوا

عمو عمو جان


قاسم نعمتی
@karimegharib

مدح و مرثیه عبداله ابن الحسن علیه السلام

شمع‌ها از پای تا سر سوخته 
مـانده یک پروانه پر سوخته 
نـام آن پـروانه عبـدالله بـود 
اختری تـابنده‌تر از مـاه بود 
کرده از اندام لاهوتی خروج 
یافته تـا بـامِ «أوْ أدنی» عروج 
خون پاکش زاد و جانش راحله 
تـار مـویش عالمی را سلسله 
صـورتش مـانند بابا دلگشــا 
دست‌های کوچکش مشکل‌گشا 
رخ چو قرآن چشم و ابرو آیه‌اش 
آفتــاب آیینــه‌دار سایــه‌اش 
مجتبـایی بــا حسین آمیـخته 
بر دو کتفش زلف قاسم ریخته 
از درون خیمه همچون برق آه 
شـد روان با ناله سوی قتلگاه 
پیش رو عمـو خریدارش شده 
پشت سر عمـه گرفتارش شده 
بـر گرفته آستینش را بـه چنگ 
کای کمر بهر شهادت بسته تنگ! 
ای دو صد دامت به پیشِ رو مرو 
ایـن همـه صیاد و یک آهو مرو 
کودک ده سالـه و میـدان جنگ 
یک نهال نازک و باران سنگ 
دشمن اینجا گر ببیند طفلِ شیر 
شیر اگـر خواهد زند او را به تیر 
تو گل و، صحرا پر از خار و خس است 
بهر مـا داغ عـلی‌اصغر بـس است 
با شهامت گفت آن ده ساله مرد 
طفـل مـا هـرگز نترسد از نبرد 
بی‌عمو ماندن همه شرمندگی است 
بـا عمو مـردن کمال زندگی است 
تشنگی با او لب دریا خوش است 
آب اگر او تشنـه باشد، آتش است 
بــوده از آغــاز عمـرم انتظار 
تـا کنم جـان در ره جانان نثار 
جـان عمه بود و هستم را مگیر 
وقت جانبازی است دستم را مگیر 
عمه جان در تاب و تب افتـاده‌ام 
آخــر از قـاسم عقب افتــاده‌ام 
ناله‌ای با سوز و تاب و تب کشید 
آستیـن از پنجه زیــنب کــشید 
تیر گشت و قلب لشکر را شکافت 
پـرکشید و جــانب مقتــل شتافت 
دیــد قــاتل در کنـار قتلگــاه 
تیغ بـگْرفته بـه قصدِ قتلِ شــاه 
تــا نیایـد دست داور را گـزند 
کرد دست کوچک خود را بـلند 
در هــوای یـاری دستِ خـدا 
دسـت عبـدالله شـد از تن جدا 
گفت نه تنها سر و دستم فدات 
نیستم کـن ای همـه هستم فدات! 
آمدم تا در رهت فـانی شوم 
در منـای عشق قربـانی شوم 
کاش می‌بودم هزاران دست و سر 
تـا بـرای یـاری‌ات می‌شد سپر 
قطره‌گر خون گشت، دریا شاد باد 
ذره‌گـر شـد محو، مهرآباد بـاد 
تو سلامت، گرچه ما را سر شکست 
دست ساقی باز اگر ساغر شکست 
ای همـه جـان‌ها بـه قربان تنت 
دســت عبــدالله وقـف دامنـت 
چون به پاس دست حق از تن جداست 
دست ما هم بعد از این دستِ خداست 
هر که در ما گشت، فانی ما شود 
قطره دریایی چو شد، دریا شود 
تا دهم بر لشکر دشمن شکست 
دست خود را چون عَلم گیرم به دست 
بــا همین دستم تو را یاری کنم 
مثــل عبّــاست علـمداری کنم 
بــود در آغوش عمّش ولوله 
کز کمـان بشتافت تیـرِ حرمله 
تیر زهرآلود با سرعت شتافت 
چون گریبان حنجر او را شکافت 
گوشة چشمی بــه عمّو باز کرد 
مرغ روحش از قفس پرواز کرد 
بــا گلوی پاره در دشت قتال 
شه تماشا کرد و او زد بال بال 
همچو جان بگْرفت مولا در برش 
تــازه شــد داغِ علیِّ‌‌اصـغرش 
گریـه مــا مرهـمِ زخـمِ تنش 
اشک «میثم» باد وقفِ دامنش

مرثیه عبداله ابن الحسن (علیه السلام)

عمو فدای جراحات پیکرت گردم 
شهید مکتب عباس و اکبرت گردم

نماز عشق بجا آور و عنایت کن
که من مکبّر در خون شناورت گردم

زخیمه بال زدم تا کنار مقتل خون
به این امید که سرباز آخرت گردم

مگر نه بر سر دست تو ذبح شد اصغر
بده اجازه که من ذبح دیگرت گردم

به جان مادر پلو شکسته ات بگذار
که رهنورد دو فرزند خواهرت گردم

مگر نه نالۀ هل من معین زدی از دل
من آمدم که در این عرصه یاورت گردم

بدست کوچک من کن نگاه رخصت ده
که جانشین علمدار لشکرت گردم

تو در سپهر ولا مهری و شهیدان ماه
عنایتی که به خون خفته اخترت گردم

زشور شعر تو شد محشری بپا (میثم)
بگو که شافع فردای محشرت گردم

نوحه مسلم ابن العقیل (علیه السلام)

یابن الزهرا کن نظاره
بر سر دار الاماره

جرم مسلم عشق مصباح الهدا شد
بالب عطشان سرم از تن جدا شد

یا حبیبی یا حسین

این منو این دست بسته
این منو فرق شکسته
زائرت بنشسته زیر تیغ قاتل
مسلمت پر میزند مانند بسمل

یا حبیبی یا حسین

عشق من جان نثاری
از لبم خون گشته جاری
کوفیان از آل پیغمبر بریدند
با لب عطشان ز مسلم سر بریدند

یا حبیبی یا حسین

ای دو فرزندم فدایت
تا سرم افتد به پایت
یکقدم کن رنجه سوی قتلگاهم
تا کنی هنگام جان دادن نگاهم

یا حبیبی یا حسین

سرود عید غدیر

غدیره و دلها شده چراغونی
هوای چشمای  عاشقا بارونی
یا علی به فدای نامِ تو      یا علی دو جهان غلامِ تو
یا علی دل اسیر دام تو،یا علی...
یا علی یا علی علی علی...

جشن ولایت رو ، در اوج خوش عهدی
بگیم همه تبریک به حضرت مهدی(عج)
شد عیان گلِ خنده ی شما   تهنیت ای عزیز مصطفی
شدعلی جانشین مصطفی،تهنیت...
یا علی یا علی علی علی...

نبی به فرمانِ یگانه ی داور
حقِّ خلافت رو ، رسونده بر حیدر
این علی یه سر از سَرا سره     این علی جَلواتِ داوره
این علی وصیّ پیمبره...حیدره...
یا علی یا علی علی علی...

ذکر علی گوییم به شورِ بی همتا
برای شادی و رضایت زهرا(س)
یا علی روی لبها زمزمه       یا علی آبروی ما همه
یا علی ای امامِ فاطمه(س)یا علی...
یا علی یا علی علی علی...

مدح امیرالمومنین علیه السلام (غدیر)

باردیگر ساقی بزم الست

باده نوشان را نموده مست مست

بامی خمخانه خمّ غدیر

جام ، برکف ماسوا را شد بشیر

خواست تا با امر خلاّق مبین

مرتضی گردد علی را جانشین

خواست تا در یک چنین عید سعید

شمس افلاک ولا گردد پدید

زین سبب در نزد ختم المرسلین

آمد از عرش علا روح الامین

گفت یا احمد ، پس از عرض سلام

دارم ازخلاق بی همتا پیام

ای جهان عزت و جاه و جلال

دین رسد امروز بر اوج کمال

گوی با مردم پس از من مرتضی

هست بر خیل خلایق رهنما

ای حبیبم کن رسالت را تمام

فاش برگو کاین علی باشد امام

شیرحق را خواند آن سرور به بر

نزد جمعیت نمودش جلوه گر

زین صلابت هوش از سرها پرید

گوش گردون لحمک لحمی شنید

گفت ای مردم پس از من این علی

هست خلّاق دوعالم را ولی

هم بود برمن وصی و جانشین

هم امام و رهنمای مسلمین

بار دیگر جبرئیل آمد فرود

آن همه شأن و شرافت را ستود

گفت شد امروز کامل دین تو

خیمه بر افلاک زد آیین تو

 

حاج ابراهیم قائمی 

مدح زیبا میلاد ابن الجواد امام هادی علیه السلام توسط حاج حسین سازور

کیستم من مظهر کل صفات کبریایم
هادی اهل زمینم رهبر خلق سمایم
آفتاب ملک جان در شهر سرّـ من رئایم
جد مهدی ، زاده ی پاک علی مرتضیایم
هادی آل محمد شمع جمع اولیائم
من ولی حق علی ابن جواد ابن رضایم

***
من علی چهارم از نسل امیرالمؤمنینم
هل اتایم کوثرم طاها و قدر و یا و سینم
گر چه بی یار و معینم خلق را یار و معینم
آسمانی اختر ، برج ولایت در زمینم
شهریار ملک دینم انس و جان را مقتدایم
من ولی حق علی ابن جواد ابن الرضایم
دومین ابن الرضا از آل پیغمبر منم من
شیعه ی اثنی عشر را هادی و رهبر منم من
نام نیکویم علی باب حسن پرور منم من
منجی خلق جهان و شافع محشر منم من
ذات رب العالمین را رحمت بی انتهایم
من ولی حق علی ابن جواد ابن الرضایم
***
میوه ی قلب رسول الله شمع جمع آلم
کبریا وجه و محمد طینت و احمد خصالم
شوکت عباسیان گردید پامال جلالم
هر کلام جامعه دری ست از بحر کمالم
یادگار مجتبی و نجل شاه کربلایم
من ولی حق علی ابن جواد ابن الرضایم
نام من در عین غربت شمع محفل هاست آری
کار من از اهل عالم حل مشکل هاست آری
مهر من در سینه ها چو مهد منزل هاست آری
قبر ویران گشته ی من کعبه ی دلهاست آری
یک جهان دل بوده هر شب زائر صحن و سرائت
من ولی حق علی ابن جواد ابن الرضایم
***
آسمانی ها زمینی ها همه محو مقامم
با وحوش و با طیور و دشت و صحرا هم کلامم
بر بنی آدم نه تنها بر همه عالم امامم
نی عجب گر شیر وحشی در قفس گردید رامم
یا ببوسد یا گذارد صورت خود را به پایم
من ولی حق علی ابن جواد ابن الرضایم
گاه آمد از بنی العباس در زندان عزابم
گاه بردند از ره بیداد در بزم شرابم
یاد می افتاد،از بزم می و شام خرابم
من که در سن جوانی ظلم ها شد بی حسابم
اولیا الله سیراب اند از جام ولایم
 من ولی حق علی ابن جواد ابن الرضایم

حدیث امامت امام زمان (عج) از امام هادی  عليه السلام :

الاْمامُ بَعْدى الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذى يَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.
ترجمه :
امام و خليفه بعد از من (فرزندم ) حسن ؛ و بعد از او فرزندش مهدى موعود عليهما السلام مى باشد كه زمين را پر از عدل و داد مى نمايد، همان طورى كه پر از ظلم و ستم گشته باشد.

إ نَّ لِشيعَتِنا بِوِلايَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَكُوا بِها فى لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ.
ترجمه :
فرمود: همانا ولايت ما اهل بيت براى شيعيان و دوستانمان پناهگاه امنى مى باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جويند، بر تمام مشكلات (مادّى و معنوى ) فايق آيند.

حدیث در مورد زیارت حرم امام حسین علیه السلام

قالَ الا مامُ ابو الحسن ، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه  : اِنّ لِلّهِ بِقاعاً يُحِبُّ انْ يُدْعى فيها فَيَسْتَجيبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحيرُ مِنْها.
ترجمه :
فرمود: براى خداوند بقعه ها و مكان هائى است كه دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن كه دعاها را مستجاب گرداند كه يكى از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسين عليه السلام خواهد بود.